محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

356

خلاصة الحكمة ( فارسى )

آن ظاهر گرديد - مانند غشائى كه بر خمير ظاهر مىگردد - و چون هواى خشكى به آن برسد ، آن را « علقه » نامند . و چون مانند قطعهء گوشتى گردد ، او را « 1 » « مضغه » نامند . و چون شكل اعضاء در آن ظاهر گردد و مرتبهء جماديت آن به اتمام رسيده [ و ] مرتبهء حيوانيت در آن ظاهر [ گردد ] « 2 » و از مبدأ فياض - جلّ و عزّ - نفس حيوانى بر آن فايض گردد ، « حيوانِ » صاحب حيات گردد . و اطلاق جنين بر حالات ما بعد [ از ] آن ، به مجاز بود نه به حقيقت . و بدان كه مولود در ماه هشتم نمىماند : در سبب عدم ماندن آن ، حكماء و اطبّاء و منجّمين را اقوال است ؛ از آن جمله آن چه اقرب به صواب است مذكور مىگردد : قول حكماء و اطبّاء اين است كه : چون در ماه هفتم خلقت مولود به اتمام رسد و قوّتى در آن پديد آيد و جهت خروج از رحم [ و ] رسيدن نسيم خارج بدان حركت و اضطراب نمايد ، به اذن خالق - عزّ شأنه - قطع علايق و خرق اغشيه نمايد و برآيد و دردى كه در هنگام وضع حمل مادر آن در رحم خود مىيابد - در جانب پشت و پهلوها و متّصل ناف و غيرها - به سبب قطع علايق و جدا شدن شظاياست و حركت انقلابى آن ؛ زيرا كه هيأت جلوس جنين در رحم بر سر پا نشسته و زانوها را بر شكم چسبانيده و دست‌ها بر پهلو و كف دست‌ها بر رخساره و سر اندك معكوس و روده مانند چيزى كه متّصل به ناف آن گشته از ميان هر دو پاى آن بر آمده به دور آن پيچ خورده ، به مشيمه و رحم سر ديگر آن پيوسته . و جِلسه او به هيأت اندك گردى است و در بين ، فرجه [ اى ] و جائى خالى نيست . و سر آن به طرف بالا و روى آن به طرف پشت مادر ؛ براى حفظ و حمايت آن كه آسيبى بدان نرسد . و پاهاى او « 3 » پايين . و در انقلاب ، نگون مىگردد و سر آن پايين و پاهاى

--> ( 1 ) . ب : ( او را ) حذف شده . ( 2 ) . الف : ( گردد ) حذف شده . ( 3 ) . ب : آن .